شنبه، آذر ۱۸، ۱۳۹۱

کتیبه

نامه امام علی(ع) به مالک اشتر: ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی
فردا به آن چشم نگاهش مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی


اگر میخواهید خوشبخت باشید،زندگی را به یک هدف گره بزنید نه به آدم ها و اشیاء -آلبرت انیشتین
ملتی که کتاب نمی خواند باید تمام تاریخ را تجربه کند.
طبق نصّ صریح قرآن انسان از نطفه پست آفریده شده است باید مواظب باشیم خودمان را گم نکنیم که چه بودیم و چه شدیم.
همیشه سحر خیز باشید تا کامروا شوید!
هر هدفی باید در خدمت هدف بالاتری باشد تا به بالاترین هدف که همان قربت الی الله است رسید.
آثار ادبی را بخوانید و روی آنها فکر کنید

آب کم جو،تشنگی آور بدست

آب کم جو،تشنگی آور بدست تا بجوشد آب از بالا و پست


تغییر سرویس دهی خدمات خاص، و وسواس تهیه مطالب بصورت جامع بمانند دنبال آب گشتن بیشتر بدون کسب تشنگی است.باید از بند این دامها رها شد و به مغز و جان و هسته رسید. محتوی مهم تر از پوسته است.


به هیچکس هم، هیچ چیز ربطی ندارد من مستقل هستم و خودم تصمیم می گیرم.

آب دریا را گر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

آب دریا را گر نتوان کشید      هم به قدر تشنگی باید چشید

آنقدر مطالب مرتبط با رشته تحصیلی ام خصوصاً ارشدش در اطراف و فضای مجازی ،فراوان وجود دارد که آدم را دچار استرس می کند!

اما  آب دریا را گر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید . باید حس کمال طلبی ِ ناگهانی و وسواس آن را کنار گذاشت و به هر مقدار که وقت ، توان و شرایط اجازه میدهد استفاده کنم نه اینکه صرفاً یک یا چند مجموعه پرفکت تهیه کنم  و آخرش هم هیچی!!همه اش ثبت شده است و موقع کاربرد که می رسد مثل خر در گل میمانم!!

البته  ناگفته نماند که باید برای یادگیری هدف تهیه کرد برنامه ریزی کرد و دنبالش هم رفت و این هدف  هم باید چالش برانگیز باشد که آدم را به حرکتِ فرز وادارد اما نه از راه غلطش و بدون هدف

قبل از هر گونه یادگیری، اول باید هدفمان را معین کنیم مثلاً واسه وقت گذرانی، مصاحبت با نویسنده، به چالش کشیدن نویسنده،آزمون پایان ترم و .....

درست همون طوری که مرتضی نصرت در کلاس تند خوانی اش می گفت.

عجله ای ندارم،علاقه دارم ، لذت میبرم . می آموزم کیس رپورت مجازی درست می کنم  و دنیای ام  را تبدیل به بازی میکنم.

موش در انبار

هم برای درس خوندن (موش=فراموشی)، هم برای ثواب بردن(موش=گناه)و .......


ما در این انبار گندم می کنـیـم   
گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هــوش   
کین خلل در گندم است از مکر موش

موش در انبار ما حفره زده است   
وزفنش انبار ما ویران شده است

گر نه موشی دزد در انبار ماست   
گندم اعمال چهل ساله کجاست

اول ای جان دفع شر مـوش کن   
وانگهان در جمع گندم کوش کن

دام کهنگی






کتابهای دانشگاهی ام قدیمی اند و از رده خارج و دنبال مطالب جدید بدون سازماندهی میرم

اندیشه فوق بسیار غلط است و کلی از وقتم را تا کنون هدر داده است.

بقول دکتر حسن عشایری این کتابهای قدیمی پایه هستند و مطالب دیگر وصله هایش هستند باید روی کتابهای بظاهر قدیمی ام فورس بیشتری بگذارم مگر اینکه از رده خارج شدنشان قطعی باشد (بعنوان مثال آموزش داس!!!!)

یا اینکه مطالب آخرین کنفرانس ها و سمینارها معرکه اند!اصلاً اینطور نیست ولی باید از آنها استفاده کرد.

Base  مهمتر است.

جمعه، آذر ۱۷، ۱۳۹۱

حسن روز افزون

حسن روز افزون
من از آن حسن روز افزون كه یوسف داشت دانستم
كه عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

حسن روز افزون استعاره ایست كه حافظ برای حضرت یوسف بكار برده است .و این حُسن های مادی و زیبائی چهره و .. بطور روزانه كم میشوند.پس باید حسن روز افزونی باشد (و روز به روز هم بیشتر بشود)و آن ناشی از وصل بیشتر به خداوند است. سایر حُسن ها اگر باشند روز به روز كمتر میشود.
دنبال حُسن روز افزون باشیم.

یادآوری تشبیه زیبای مولوی در مورد به پایان رسیدن عمر مادی:






جان فیزیکی ما که روز به روز درحال کاسته شدن است و اگر خیلی خوش شانس باشیم تا 120 سال تمام میشود و میرود پی کارش.

حال این مساله منجر به ناامیدی و احساس تمام شدن  و استرس و اضطراب میشود.اما مولوی رومی آنرا به چشم دیگری می بیند.آن را تشبیه میکند به حوض آبی که آب آن به مرور زمان در حال بخار و کاسته شدن است  و هر روز که میگذرد از آب آن کم میشود در حالیکه مولکول های آب با تبخیر پا به چرخه دیگری میگذارند  و همانا به اقیانوس که خواستگاه اصلی شان است میرسند.

انسانهای عارف نیز با هر بار نفس زدن و گذشتن هر روز عمرشان ، همین احساس را دارند و شور و هیجان بیشتری از اینکه به مقصد نهائی شان (سرای باقی)نزدیک میشوند را احساس و تجربه میکنند.

این مطلب در دفتر اول مثنوی است. بیائید اینگونه بیاندیشیم.

عیسی و گمان بد

در یک خشکسالی ، قوم عیسی به نزد او آمدند و گفتند که بیش از دوسال است که باران نیامده است. حتما گناهکاری در بین ماست. او را معرفی کن تا ما ، ...